وقتی مهارت هست، اما ایده نیست!

ایده دادن

حتما تاحالا شده کلی فیلم آموزشی تماشا کنی و بعد تموم شدنش مدام به این فکر کنی که قدم بعدی چیه !؟ – یا شده تصمیم بگیری یک ابزار جدید رو امتحان کنی ولی ایده‌ی درستو حسابی نداشته باشی؟

خب معلومه اولین کاری که می‌کنی جستجو کردنه اما نتایجی که به دست میاد اکثرا مسائل برنامه نویسی هستن و قطعا این قدم بعدی من نیست، چونکه من دنبال تمرین نیستم بلکه قصددارم مهارتم رو در قالب یک ایده/پروژه محک بزنم.

ازطرفی وقتی ایده ای نباشه که واقعا بهش اهمیت بدی انگیزت هم برای یادگیری و فعال بودن توی زمینه ای که هستی کمتر میشه. اینطور شد که تصمیم گرفتم دیدگاهم رو واسه رهایی از این مخمصه بیان کنم.

کشف مشکلات در طول روز

مشکلات تو زندگی روزمره هر آدمی وجود داره، معلومه ممکنه بگید من امروز هیچ مشکلی نداشتم، ولی درواقع به چشم شما مشکلی نبوده. کافیه در طول روز چنین سوالاتی رو از خودتون بپرسین:

  • چه چیزی در طول روز روی اعصاب من بود که جای فکر کردن داره ؟
  • کجای غرولند های دوستم به نظر قابل بحثه و من می‌تونم راه حلی پیدا کنم؟

مثلا من از نرم افزار mailbird برای خوندن (و گاهی نوشتن) ایمیل هام استفاده می کنم. چیزی که من رو “عذاب” میده نوشتن ایمیل به صورت راست چین هست؛ خصوصا وقتی که دوتا کلمه انگلیسی وسط جملات باشه. پس توی یه برگ کاغذ همچین چیزی نوشتم “ساختن یه mail client فارسی بد نیست؛ چطوره درموردش تحقیق کنی؟”

یا اگه درمورد موضوعی مثل اسپویل کردن با دوستتون صحبت می کنید و متوجه شدید که اون از این کار متنفره توی کاغذتون بنویسید “چطور میشه کاری کرد که دوستم موقع وبگردی از اسپویل شدن مطلع بشه یا به نحوی جلوشو بگیره؟” – اینطوری تا آخر هفته چند تا ایده خوب برای فکر کردن جمع میشه.

چطور مشکلات رو به برنامه نویسی ربط بدیم ؟

خب معلومه نمیشه برای حل هر مشکلی برنامه نوشت. ولی مطمئنا می‌تونید برای بعضی از اونها برنامه بنویسد. فقط به خاطر داشته باشید که شما قرار نیست تو این مرحله گوگل یا فیسبوک بعدی باشید. هدف محک زدن خودتونه و ساختن چیزی که یه مشکل واقعی رو حل میکنه (در کمترین حالت حاصلش یه پروژه اوپن سورس برای تزیین رزومه است)

برگردیم به مثال های بالا. من دوست داشتم بینشم رو نسبت به javascript گسترش بدم برای همین چند وقت پیش با Electron آشنا شدم. و به نظرم اومد که برای پیاده سازی mail client گزینه خوبیه  (بله C# هم عالیه ! QT هم همینطور اما من در راستای هدفم الکترون رو انتخاب کردم)

خوشبختانه همون اول متوجه شدم که قبلا همچین نرم افزاری با الکترون ساخته شده و مهمتر از همه اوپن سورسه. پس چرا همین رو توسعه ندم!؟

مثال دوم جالبتره، کجا بیشتر از همه خطر اسپویل هست ؟ – بله، شبکه های اجتماعی. پس چطوره یه پلاگین برای کروم/فایرفاکس بنویسم که به یک سری پارامتر (مثل اسم شخصیت) حساس باشه ؟
اینطوری اگر که کسی بگه “فیونا توی قسمت بعدی به دیدن  گاس میره … #shameless” من می تونم به جاش یه پیغام نمایش بدم مبنی بر اینکه این نوشته خطر اسپویل شدن داره.

این فقط یه دید سادست می‌تونم کلی پارامتر تعریف کنم (یا حتی کاربر تعریف کنه) مثلا اگه اسم سریال هم جز موارد حساس باشه دقت افزونه بالاتر میره. و تازه بعضی از سرویس های ترجمه برای اکثر اسم های خارجی معادل فینگلیش رو برگشت میدن پس می تونم اسم ها رو از فیلتر ترجمه عبور بدم که به اونام حساس بشه.

بیاید ایده هارو جمع کنیم

به دنبال این توییت من با dude آشنا شدم که نظرات جالبی داشت (مثلا ایده دوم فکر اون بود که من در قالب نمونه اینجا بیان کردم). قطعا افراد زیادی مثل اون هستن که ایده های جالبی دارن.
و از طرفی یک ایده خوب هم مثل یک مقاله خوب ارزش دیده شدن رو داره پس بهتر نیست یک سرویس خیلی ساده برای معرفی یا جستجوی ایده ایجاد بشه ؟

جایی که دیگران ایده های کوچیک یا استارتاپی شون رو ایمیل کنن یا توییت بزنن و یک نفر یا یک بات ساده اونها رو ثبت کنه. تازه با این پیشرفتی که جاوا اسکریپت داشته شاید بشه کل مراحل رو طوری پیاده کرد که زحمت میزبانی سرویس هم بیوفته گردن گیت‌هاب.
من مطمئنم مشکلات زیادی اون بیرون هست که من و شما ازش بی خبریم. اینطوری هم به حل کردنشون سرعت بخشیدیم، هم بهونه ای برای محک زدن خودمون جور میشه.

به هرحال این ایده جز اولویت های من نیست اما خوشحال میشم درکنار دوستان دیگه اون رو پیاده کنم پس اگر آخر هفته ها دنبال یه کار تفریحی هستید بسم الله.

Author’s gravatar

ممنون
من خودم همیشه دنبال این بودم ک یه کاری کنم این همه پیگیری کردم تو برنامه نویسی آخرش چی منتظر بمون یکی بیاد بگه فلان چیزو میخوام

ممنون از مقالتون

نظری در این مورد دارید؟ خوشحال می‌شم اون رو برام ارسال کنید